شمارهٔ ۲۵۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
حاصل سوختگان در ره برق خطر است
لشکری آفتش از مور و ملخ بیشتر است
مگذران نوبت ما ساقی اگر شیفته ایم
نیست این بیخودی از باده، ز جای دگر است
داغ بر پیکرم افزون بود از جوهر تیغ
زخم بر سینه ی من بیش ز موج سپر است
مکن اظهار پریشانی خود پیش کسی
بخیه پیدا چو نباشد ز رفوگر هنر است
بر در کعبه سراغ حرم دل کردم
از درون گفت کسی خانه ی دل پیشتر است
مگذر از مستی اگر دور جوانی بگذشت
پیری و باده ی گلرنگ چو شیر و شکر است
می کنم خدمت او را به سر و چشم، سلیم
که مرا پیر خرابات به جای پدر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زندگی و تجارب سخت خود اشاره میکند. او از خطراتی که در مسیر زندگی وجود دارد و مشکلاتی که از درد و رنج ناشی میشوند، صحبت میکند. شاعر همچنین به اهمیت تجربه و بلوغ در گذر زمان اشاره کرده و میگوید که در زندگی نمیتوان از پریشانیها و ناملایمات فرار کرد. او به جستجوی عشق و سعادت در مکانهایی مثل کعبه اشاره کرده و به یادآوری میکند که خانه واقعی دل انسان جایی نزدیکتر است. در نهایت، او از پیری و گذشتهاش یاد میکند و به خدمت به شخصیتی بزرگوار و بیدار در زندگیاش اشاره میکند که او را به عنوان پدری معنوی میشناسد.