نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است

گرچه خوبی ها بسی دارد، ولی اینش بد است

صورت شیرین ز خون کوهکن خوش غافل است

دشمنی هر کس که دارد خواب سنگینش بد است

هرچه پیشت می نهد از خوان قسمت روزگار

چون شراب کهنه تلخش خوب و شیرینش بد است

فتنه ها در زیر سر داری، ازان سرگشته ای

خواب راحت کی برد آن را که بالینش بد است

می توان گل چید چون شاخ گل از هرجای او

خوش کمر می گویی او را، ساق سیمینش بد است؟!

ننگ کشتی گر نباشد، نیست عیبی در محیط

بادپای موج دریا را همین زینش بد است

در کلامم هر چه خواهد گو بگو دشمن سلیم

حرف انکارش همه خوب است تحسینش بد است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عشق، هرچند خوبی‌های زیادی دارد، اما هنگامی که به کینه و دشمنی برمی‌گردد، بد است. زیبایی و خوشی ظاهری ممکن است انسان را غافل کند، اما دشمنی می‌تواند خواب خوش را نیز خراب کند. هر آنچه زندگی به ما می‌دهد، همچون شراب کهنه، می‌تواند تلخ یا شیرین باشد. فتنه‌ها و مشکلات ممکن است از درون خود ما ناشی شوند، و در این وضعیت، آرامش و راحتی از دست می‌رود. همچنین، زیبایی و جذابیت هر چیز را نمی‌توان نادیده گرفت، اما گاهی اوقات چیزهای زشت و ناپسند در زیر آن پنهان است. نهایتاً، سخنان دشمنان ممکن است خدشه‌ای به خود نزنند، ولی اگر صداقتشان را تحسین کنیم، آن وقت بد خواهد بود.