شمارهٔ ۲۶۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
سرگرم سبویی که شرابش همه خون است
مستی که کند عیش ز پهلوی دل ما
تنها نه شرابش، که کبابش همه خون است
ساقی بده آن جام که چون شهد محبت
از لب چو فرورفت شرابش، همه خون است
در راه تو بر هر لب جویی که رسیدم
چون جدول زخم دلم آبش همه خون است
بر اسب حنا بسته ز نخجیر فکندن
صیاد مرا تا به رکابش همه خون است
چون موج، سلیم است در انداز کناری
زین بحر که در جام حبابش همه خون است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ابراز اشتیاق و عطش شاعر به عشق و زیبایی است. شاعر خواهان چشمهای است که آب آن خون است، یعنی نمادی از عشق و احساسی عمیق. او در پی شراب است که خود نمادی از عشق و شادمانی، حتی اگر به قیمت درد و Rزخ باشد. در این مسیر، تمامی نشانهها و تجربهها، حتی زخمها و دردها، به نوعی مرتبط با خونند و دلالت بر عمق احساسات دارند. به طور کلی، شعر به جوش و خروش عشق و رنجهای ناشی از آن اشاره دارد.