شمارهٔ ۲۶۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
این خط برای دعوی حسن تو محضری ست
از خضر، رهروان تو منت نمی کشند
هر موج ریگ بادیه بر چشمه رهبری ست
ناموس برده پرده نشینان باغ را
ای تاک، دختر تو چه محجوب دختری ست
بر رهگذار جلوه ات ای ابر نوبهار
هر دانه بر زمین چمن، خاک بر سری ست
سر نیست ای حریف، وگرنه درین چمن
هر لاله است تاجی و هر غنچه افسری ست
ای ناخدا، ز صحبت او احتراز کن
طوفان ندیده ای که چه دیوانه ی تری ست
روزم سیاه گشته ز شوخی که هر زمان
چون آفتاب گنجفه در دست دیگری ست
از بس چمن سلیم برافروخت از بهار
هر غنچه ای به شاخ، درخشنده اختری ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد و به تأثیرات آن بر طبیعت و دیگران اشاره میکند. شاعر با استفاده از تمثیلهای مختلف، زیبایی معشوق را به سبزه، گل و باغ تشبیه میکند و توضیح میدهد که چگونه وجود او باعث طراوت و سرزندگی میشود. همچنین شاعر به آسیبهای ناشی از محبت و دلباختگی اشاره میکند و از دشواریهای عشق مینالد. در نهایت، او به تأثیر عمیق معشوق بر زندگیاش و تبدیل روزهایش به شبهای سیاه اشاره میکند.