نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست

لاله را داغ می گلگون به دامان از کجاست

خاطر ما چون کند ضبط دل از آشفتگی؟

گل چه می داند ره چاک گریبان از کجاست

رهزنی چون عشق دارد دل، ز حال او مپرس

عاقلان دانند این دیوانه عریان از کجاست

کارها فرهاد کرد و عاقبت کاری نساخت

عشق پندارند آسان است، آسان از کجاست

در محبت چشم نتوانم به یکدیگر نهاد

من ندانم این همه خواب پریشان از کجاست

هست تا سرمایه ی خست، مترس از احتیاج

کشتی خودبسته ای بر خشک، طوفان از کجاست

شکوه در پیری مناسب نیست از قسمت سلیم

نان خشکی چون صدف داریم، دندان از کجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی سوالات عمیق و فلسفی درباره عشق، محبت و زندگی می‌پردازد. او از جستجوی منبع زیبایی، درد و آشفتگی در دل سخن می‌گوید و به گمگشتگی در احساسات و تجارب انسانی اشاره می‌کند. شاعر متوجه می‌شود که عشق و روابط پیچیده هستند و این سؤالات گیج‌کننده‌ای که درباره ریشه‌های آن‌ها مطرح می‌شود، نشانه‌ای از سر迷ی و حیرت اوست. همچنین، او به چالش‌های زندگی و سختی‌های آن اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که فهمیدن تمام این مسائل به این سادگی نیست.