نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست

ستاره ی سحر ما پیاله ی می ماست

نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیر

که آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست

چه شد اگر به غریبی کنیم یاد وطن

که در قبیله سماع از نوای یاحی ماست

ستاره نیست همین خصم ما، که همچون صبح

همیشه تیغ به کف آفتاب در پی ماست

سلیم، تی تی مستان هند آخر شد

پیاله گیر که اکنون زمان هی هی ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی مفهوم نیایش و عشق به می (شراب) و همچنین یاد وطن را بیان می‌کند. شاعر از نوای مرغ شباهنگ و ستاره‌ی سحر برای نشان دادن لذت‌های زندگی استفاده می‌کند و بر اهمیت لحظات حال در زندگی تأکید می‌کند. همچنین اشاره‌ای به غریبی و یاد وطن دارد و از دشواری‌های زندگی و دشمنی‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر می‌گوید که اکنون زمان شادی و جشن است و از خواندن و نوشیدن می‌گوید.