نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت

از طرب چون صبح صوفی سبحه را پیمانه ساخت

گلشن از بلبل، من و بزمی که گر حاجت شود

می توان صد رنگ گل از یک پر پروانه ساخت

بی ادای آشنایی کی دل از جا می رود

دام را صیاد ازان همچون کبوترخانه ساخت

الفت اهل جهان را باعثی در کار نیست

عاقلی نبود اگر دیوانه با دیوانه ساخت

در حصار عافیت ایمن مباش از حادثات

تا به کی از موم چون زنبور بتوان خانه ساخت

قصهٔ رسوایی او نقل هر مجلس شده ست

گفتگوی خویش را آخر سلیم افسانه ساخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و شادی بهار و گل‌ها اشاره می‌کند و از لاله‌ها و بلبلان در باغ صحبت می‌کند. او به نسبت انسان‌ها و احساساتشان نیز پرداخته و نشان می‌دهد که روابط انسانی بدون پیش‌زمینه‌ها شکل نمی‌گیرد. از طرفی، او درباره عدم ایمنی در زندگی و آسیب‌پذیری آن صحبت می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که عافیت و آرامش همیشه در دسترس نیست. در نهایت، او به قصه‌ای اشاره می‌کند که در مجلس‌ها نقل می‌شود و نشان می‌دهد که هر کسی ممکن است داستان‌هایی در زندگی داشته باشد که قابل توجه است.