شمارهٔ ۳۱۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
سایه ی بال هما با طره ی دستارهاست
پرتو صبح جبین او شود هرجا بلند
شام همچون سایه آنجا در پس دیوارهاست
با نیازی رو به ساقی کن اگر دلخسته ای
کآب دست او شفابخش همه بیمارهاست
در بیابان جنون چون تارهای عنکبوت
تارهای دامنم پیدا ز نوک خارهاست
عمر صرف آشنایی ها شد و با ما سلیم
یار ما بیگانه همچون ابتدای کارهاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف فضایی پر از عشق و سعادت میپردازد که در آنجا کارهای زندگی و روابط انسانی اهمیت دارند. شاعر بر این باور است که محبوب او خالق روشنایی و روز است و در عین حال سایههای شب نیز اطراف او وجود دارد. اگر کسی دلش شکسته باشد، میتواند با روی آوردن به دوستش (ساقی) آرامش یابد، زیرا او با مهربانی خود به همه دردها و بیماریها شفا میدهد. شاعر همچنین به جنون و سختیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که نسبت به آشناییها و روابط سپری شده احساس سنگینی دارد، چرا که یار او حالا به غریبی تبدیل شده است.