نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شور عجبی در چمن از بلبل صبح است

از دست منه جام که فصل گل صبح است

از زلف شبم پنجه ی مژگان چه گشاید

این شانه سزاوار خم کاکل صبح است

از بس که طراوت چکد از حسن تو، گویی

رخسار تو شبنم زده همچون گل صبح است

نومیدی من می کشد آخر به امیدی

زلف شبم از سلسله ی سنبل صبح است

درمان دماغ و دل مخمور سلیم است

آن نشأه ی فیضی که به جام مل صبح است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی‌های صبح و بهار سخن می‌گوید و تأکید دارد که عشق و طراوت موجود در طبیعت، به ویژه در گل‌ها و بلبل‌ها، نشان‌دهنده‌ی شوق و سرزندگی زندگی است. اشاره به زلف و مژگان به عنوان نمادهای زیبایی و عشق دارد و از امیدی سخن می‌گوید که نشأت‌گرفته از عشق و زیبایی‌های صبح است. در واقع، این شعر به نوعی گفتگو با طبیعت و عشق است که به انسان زندگی و شادابی می‌بخشد.