نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست

ز اشکم به هر گوشه ویرانه ای ست

ز شمعی چمن را صبا مژده داد

که هر برگ گل، بال پروانه ای ست

به صیادی افتاده کار دلم

که در دام او هر گره دانه ای ست

به میخانه ای راهم افتاده است

که هر شیشه ی او پریخانه ای ست

جنونم به زنجیر شوقی فکند

که هر حلقه اش چشم دیوانه ای ست

سلیم از کسی رسم همت مجوی

که چون کیمیا این هم افسانه ای ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی تمایلات و احساسات عاشقانه شاعر را توصیف می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق او مشمول هر محفل و داستانی است و اشک‌هایش نشانی از ویرانی‌ها دارند. او به شمعی اشاره دارد که خبر از زیبایی گل‌ها می‌دهد و پروانه‌ها را به یاد می‌آورد. دل او در دام صیادی گرفتار شده و میخانه‌ای را می‌شناسد که شیشه‌هایش به مانند پری‌ها هستند. جنون او به زنجیر شوقی افتاده که هر حلقه‌اش نشانی از چشم‌های دیوانه است. به دیگران توصیه می‌کند که همت و قدرت را در کسی جستجو نکنند، زیرا هیچ‌کس به اندازه عشق و احساسات او ارزشمند نیست و همه این‌ها تنها داستانی است.