نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

حسن با مهر و وفا بیگانه است

هر که عاشق می شود، دیوانه است

نیست بی یاران هوای گلشنم

باغبان فصل خزان در خانه است

بی لب میگون او در انجمن

شیشه سرگردان تر از پیمانه است

حسن بهر عشقبازان قحط نیست

هر که شمعی دارد از پروانه است

راز عالم را به پایان کس نبرد

گوش ما بر آخر افسانه است

در محبت مهر خاموشی سلیم

بر لب من قفل آتشخانه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید حسن (زیبایی) با محبت و وفا بیگانه است و عشق به جنون می‌انجامد. او احساس تنهایی و فقدان یاران را در باغ مشابه فصل خزان توصیف می‌کند. بدون لب‌های معشوق، حسرت به جان او می‌افتد و حالتی سرگردان دارد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشق واقعی همیشه در دسترس نیست و راز عشق هرگز کامل درک نمی‌شود. در نهایت، اشاره‌ای به سکوت و خاموشی در محبت می‌کند که نشان‌دهنده درد و قفل شدن احساسات در دل است.