شمارهٔ ۳۲۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در مقام بی خطر، آزادگان را خواب نیست
جوهر آیینه را دلگیری از گرداب نیست
واصلان عشق را نبود به غیری احتیاج
طاعت اهل حرم را قبله و محراب نیست
دل درون سینه ام می رقصد از حرف وطن
هیچ سازی ماهیان را چون صدای آب نیست
فیض بر قدر عمل باشد که از باغ بهشت
جز نشان خون گلی در دامن قصاب نیست
عاشقان را نیست بیم از فتنه ی دور جهان
ماهیان بحر را اندیشه از سیلاب نیست
سایه ی یار از سر عاشق مبادا کم سلیم
بر سر مستان گلی به از گل مهتاب نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان معنای عمیق عشق و آزادی میپردازد. شاعر اشاره دارد که آزادگان در امنیت قرار دارند و نیازی به کسی دیگر ندارند، زیرا عشق خود آنان را کامل میکند. او همچنین به شادی و سرور دل در وطن اشاره میکند و بیان میکند که در باغ بهشت، نشانی از قربانی و رنج نیز وجود دارد. عاشقان به هیچگونه فتنه و سختی دنیا ترسی ندارند و در پایان تأکید میکند که سایهی یار برای عاشق بسیار مهم است و هیچ چیزی نمیتواند جای آن را بگیرد.