شمارهٔ ۳۳۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قصه ی منصور را سر کرده است
باز صوفی از کجا بر کرده است
خار در دعوی زبان را تیز کرد
گوش خود را گل ازان کر کرده است
شد دگر ارزان متاع بیخودی
کاروان بوی گل سر کرده است
شوخ چشمی های خوبان هم بلاست
خنده ی گل ابر را تر کرده است
پیش زاهد توبه کردم از شراب
ساده لوحی بین که باور کرده است
صحبت پاکان نباشد بی اثر
رشته را هموار، گوهر کرده است
شکوه ی من نیست از رهزن سلیم
آنچه با من کرده، رهبر کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان تجربیات و احساسات خود پرداخته است. او از منصوری صحبت میکند که در جستجوی حقیقت است و به نظر میرسد که زندگی او تحت تأثیر صوفیانی قرار دارد که از جایی به او پیوند خوردهاند. او به چالشهای درونی خود اشاره میکند و به معانی عمیقتری از زندگی و تاثیرگذار بودن افراد پاک بر روح و روان آدمی میپردازد. همچنین، شاعر به تقابل زاهد و لذتهای دنیوی اشاره میکند و نشان میدهد که هر کس باید درک خود را از حقیقت و معنویت پیدا کند. در نهایت، او از سرنوشت و تاثیراتی که رهبران روحی بر زندگی او داشتهاند، صحبت میکند.