نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مرا گوش از بهر پیغام اوست

زبان در دهن از پی نام اوست

کسی کز فغان من از خواب ناز

نگردیده بیدار، بادام اوست

ز غیرت هلاکم که شب تا به روز

لب ماه نو بر لب بام اوست

جنون بیش گردد در ایام گل

چه دل ها که رسوا در ایام اوست

بلند است اقبال صیاد ما

مه از هاله در حلقه ی دام اوست

نه تنها سلیم است ممنون او

که خلقی دعاگوی دشنام اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و وجدان هنرمندانه شاعر اشاره دارد. او از طریق گوش و زبان خود به پیامی از معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که فریاد او نمی‌تواند کسی را از خواب بیدار کند مگر خود معشوق. شاعر به غیرت و عشق عمیقش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق او همچون ماهی در دام زیبایی معشوق گرفتار است. در نهایت، اشاره می‌کند که محبت و دعای او تنها مختص به خود نیست، بلکه بسیاری از دیگران نیز به او عشق ورزیده و دعا می‌کنند، حتی اگر دشنام هم بشنوند.