شمارهٔ ۳۵۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خورد
رنگ و روی اخترم زرد است از بس خاک خورد
در تمام عمر، زاهد روزه نتوان داشتن
روزی خود را چرا باید بدین امساک خورد
جرعه ای گفتم مگر صوفی ازان خواهد کشید
از کفم پیمانه را کافر گرفت و پاک خورد!
آسمان گر قرص خورشیدم دهد، دور افکنم
گر همه چون شعله ام باید خس و خاشاک خورد
هرکه را جام شرابی دسترس باشد سلیم
چون شقایق از چه می باید دگر تریاک خورد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و روز فردی میپردازد که به خاطر غم و اندوه زندگی، روحیه و طالعش ضعیف شده و رنگ و رویش زرد گشته است. او اشاره میکند که در تمام عمر نمیتواند از لذتها و خوشیها دوری کند و روزی را با امساک و سختی بگذراند. در ادامه، موضوع نوشیدن شراب و لذتهای آن مطرح میشود و شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر شخصی دسترسی به شراب داشته باشد، چرا باید خود را به تریاک عادت دهد. به طور کلی، شعر به جستجوی لذت و فرار از غم و اندوه زندگی میپردازد.