شمارهٔ ۳۶۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد
ننهد پیاله از کف، هرکس که هوش دارد
از عاقلی نباشد الفت به عشق کردن
تابوت ناخدا را دریا به دوش دارد
از یار مصلحت نیست آهنگ شکوه کردن
چون دف به حلقه ما دیوار گوش دارد
دیوانه را غباری بر خاطر از جهان نیست
داند که من چه گفتم هرکس که هوش دارد
سیارگان افلاک، خصمند منعمان را
از کیسه باخبر باش، این خانه موش دارد
راحت سلیم خواهی، کوتاه کن زبان را
آسودگی به محفل، شمع خموش دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی احساسات درونی و عواطف عاشقانه را بیان میکند. شاعر به شوق و عاشقپیشگی بلبل اشاره میکند که بدون در نظر گرفتن شرایط، عشق خود را ابراز میکند. او تأکید میکند که عشق به عقل و تدبیر نیازی ندارد و دیوانگی در عشق، مزیتی است که تنها عاشقان واقعی آن را درک میکنند. در نهایت، شاعر به آرامش و سکوت در محفلهای عاشقانه میپردازد و نشان میدهد که گاهی در سکوت و شکیبایی، دلخوشیهای عمیقتری وجود دارد.