شمارهٔ ۳۶۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
وجودم را غم عشق تو ای بیباک میسوزد
کجا این را توان گفتن کز آتش خاک میسوزد
میی در ساغر دل دارم از شوق سیهمستی
که موج از گرمی آن چون خس و خاشاک میسوزد
حدیث خوبی او از من حیران چه میپرسی
که برق حسن خوبان خرمن ادراک میسوزد
قدمگاه قدحنوشان سرمست است، ازان دایم
چراغ لاله در شبها به پای تاک میسوزد
به زیر لب سلیم افغان خود را میکنم پنهان
که این آتش اگر گردد بلند، افلاک میسوزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره عشق و شور و شوق عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. او از سوزش دل و جانش به خاطر عشق میگوید و بیان میکند که این عشق همچون آتش، وجودش را میسوزاند. شاعر درباره نوشیدن می و حالتی مستی که از این عشق حاصل میشود، صحبت میکند و یادآور میشود که زیبایی معشوقش چقدر تاثیرگذار است. در نهایت، او به درد و رنجی که از این عشق احساس میکند، اشاره کرده و میخواهد احساساتش را پنهان نگه دارد. به طور کلی، این شعر نماینگر شور و شوق عاشقانه و غمی است که عشق میتواند به همراه داشته باشد.