نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟

حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را

هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف او

شانه داند معنی این مصرع پیچیده را

گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد، ولی

نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را

در زمان طالع ما تیره روزان بس نشد

فتنه زاییدن شب گیسو به خون غلتیده را

التفات و مهربانی را عبث ضایع مکن

مشکل است اصلاح کردن خاطر رنجیده را

دیده را از دیدن رویت تسلی ساختم

چون دهم تسکین نمی دانم دل نادیده را؟

عیب شاکر کی شود ظاهر سلیم از شعر فهم؟

با محک نشناخت هرگز کس زر دزدیده را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر به بیان احساسی عمیق و تأملات شاعر درباره عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر در تلاش است تا احساسات و دردهای خود را به تصویر بکشد و به معضلات عشق و دیدن معشوق اشاره کند. او به پیچیدگی‌های عشق و مشکلات ناشی از احساسات خود می‌پردازد و به نوعی ناامیدی اشاره می‌کند که از امکانات محدود انسانی سرچشمه می‌گیرد. شاعر در این اشعار به نمایان شدن احساساتش و تلاش برای درک آنچه که در دل دارد می‌پردازد و بر اهمیت درک و پذیرش احساسات تأکید می‌کند.