شمارهٔ ۳۷۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
بسته دست عالمی را با دو گیسوی بلند
جذبه ی کوی خراباتم اگر گشتی رفیق
چون کبوتر می زدم از کعبه یاهوی بلند
گفتگوی زلف او ای دل چو خواهی سر کنی
نام بردن احتیاجی نیست: هندوی بلند!
بی نصیبم کرده همت از مراد روزگار
در کمندم کوتهی آمد ز بازوی بلند
حاصل دنیا به همت درنیامیزد سلیم
می رود آب روان دشوار در جوی بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به زیبایی محبوب و جذبه او اشاره دارند و از تأثیر آن بر شاعر سخن میگویند. شاعر با استفاده از تصاویری چون ابرو و گیسو، زیبایی محبوبش را توصیف میکند و از آزادی و بیداری ناشی از عشق صحبت میکند. همچنین اشارهای به ناکامیهای زندگی و دشواریهای آن دارد و به طور کلی احساسات عمیق و کششهای عاشقانه را به تصویر میکشد.