نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد

غارت عشق تو درویشی به یاد شاه داد

غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد

همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد

بگذر از پستی، اگر داری بلندی در نظر

راه بر معراج یوسف را جهان از چاه داد

در میان ابیات را کی فاصله از مصرع است

فال شیراز مرا دیوان حافظ راه داد

در مقام عشق، دل را از علایق پاک کن

با نمد آیینه را نتوان به دست شاه داد

فرصت اصلاح کار خود نشد ما را سلیم

عمر، ما را همچو سوزن رشته ی کوتاه داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شامل ابیاتی است که به احساسات عمیق عشق و زندگی انسان اشاره دارد. شاعر از شوق و عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در دنیا فقط عذاب و داغ‌های ناشی از عشق نصیبش شده است. او به مسیرهای دشوار و تجارب تلخ اشاره می‌کند و از انسان می‌خواهد که برای رسیدن به بلندی‌های معنوی، از پستی‌ها بگذرد. در نهایت، غم و کوتاهی عمر را یادآوری می‌کند و می‌گوید که فرصتی برای اصلاح امور و تحقق آرزوها نداشته است. اشعار به زیبایی ترکیبی از عشق، سختی‌ها و آرزوهای ناپایدار را به تصویر می‌کشد.