نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را

ز چشم برق همچون داغ اندازد سیاهی را

جهان از می‌پرستی چون خرابم می‌تواند کرد؟

چه نقصان است اگر راند کسی در آب ماهی را؟

بلندی پست فطرت را به اندک مایهٔ دنیاست

که معراجی‌ست هر شاخ گیا، مرغان چاهی را

الهی آتشی در خانهٔ مرغ چمن افتد!

که شاخ گل ز سر بگذارد این صاحب‌کلاهی را

دلم تا خفتگان انجمن را دید، می‌داند

که گریه از برای چیست شمع صبحگاهی را

به مهر آسمان ایمن مشو کاین شحنه در آخر

کند کرسی زیر دار، تخت پادشاهی را

به طرف جویبار از رقص نتوان منع او کردن

که معشوق خوش‌آوازی به دست افتاده ماهی را

سلیم اهل سخن را بی‌زبانی عیب می‌باشد

که واجب‌تر ز هر چیز است شمشیری، سپاهی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف مفاهیم پیچیده‌ای از احساسات انسانی و جهان هستی می‌پردازد. شاعر از آزادی و اسارت سخن می‌گوید و به تضادهای موجود در زندگی اشاره می‌کند. او به زیبایی‌های طبیعت و عشق اشاره کرده و دردها و رنج‌های انسانی را در قالب تصویرهای زنده نمایش می‌دهد. همچنین، شاعر به ضرورت بیان احساسات و گفت‌وگو در میان انسان‌ها اشاره کرده و هشدار می‌دهد که سکوت و بروز ضعف در بیان، نقطه ضعفی برای فرد به شمار می‌آید. در کل، این متن تاملاتی درباره روح انسان و جایگاه او در جهان و روابطش با دیگران را به تصویر می‌کشد.