شمارهٔ ۳۸۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق دلها را به آن زلف چو سنبل میدهد
زلف چون دلگیر میگردد، به کاکل میدهد
گل شکفت و در چمن بازار سودا گرم شد
باغبان ساغر ز ما میگیرد و گل میدهد
همچو مستان هر نفس جامی ز روی دوستی
گل ز گل میگیرد و بلبل به بلبل میدهد
عشق گوید با تو دارم کارها در وقت مرگ
موج دریا وعده ما را بر سر پل میدهد
صورت چین است پنداری نگار ما سلیم
هر نگاه گرم او یاد از تغافل میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تأثیر آن بر دلها صحبت میکند. عشق مانند زلفی زیبا و جذاب است که دلها را به خود جذب میکند. وقتی که عشق به دلتنگی میانجامد، همچون گلی در چمن، احساسات و شور و شوق در حال شکفتن است. باغبان که نماینده عشق است، نوشیدنیای از محبت به ما میدهد. در این حالت، هر نفسی که میکشیم، هم مانند مستان پر از شادی و عشق است و ارتباطی عمیق بین عاشقان برقرار میسازد. عشق همچنین به ما یادآوری میکند که در لحظههای حساس زندگی، از جمله در وقت مرگ، پیوندی عمیق و معنادار داریم. تصویر زیبای معشوق به گونهای است که هر نگاه او یادآور بیتوجهی و غفلت است.