شمارهٔ ۳۸۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا بر حاصل کس نیست امید
از آنم دل کشد بر سایهٔ بید
کریمش چون توان گفتن، لئیم است
گنه را هرکه نتوانست بخشید
تلاش منصب پروانه کم کن
که نتوان سوختن خود را به تقلید
میان عاشقان در عهد حسنش
کفن عام است همچون جامه ی عید
فتاده هر طرف خالی به رویش
به رنگ نقطه ها بر شکل خورشید
سفال ما سلیم از سنگ دشمن
مرصع گشت همچون جام جمشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نداشتن امید از دیگران اشاره میکند و بر اتکا به خود تأکید میکند. او بیان میکند که در عشق و دوستی نباید انتظار زیادی داشت و باید سعی کنیم که خود را فراموش نکنیم. تلاش برای به دست آوردن مقامات اجتماعی و تقلید از دیگران را بیفایده میداند. در بین عاشقان، همه به نوعی از دلشکستگی رنج میبرند و در نهایت به این نتیجه میرسد که ارزش واقعی در درون انسانهاست و نباید به ظواهر و آرایشهای دنیوی توجه کرد.