نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد

به آن گرمی که گویی شعله‌ای بر خار می‌پیچد

به دستی جام و در دست دگر سیب ذقن دارم

فلک از رشک من امشب به خود چون مار می‌پیچد

سروکاری دلم با جلوهٔ مستانه‌ای دارد

که گل بر خویش می‌پیچد، چو او دستار می‌پیچد

ازان بر هر طرف افتند در معمورهٔ عشقت

که موج سیل بر پای در و دیوار می‌پیچد

شکر را خندهٔ شیرین او هرگه به یاد آید

فغانش در نیستان همچو موسیقار می‌پیچد

ز عکس ماه و موج آب در شب‌ها به جوش آیم

که پندارم بت من چیرهٔ زرتار می‌پیچد

به عجز خویش کردم اعتراف از هیبت عشقت

جهان دست حریفان را به روز کار می‌پیچد

برهمن از برای آنکه اخلاصش به یاد آرد

به جای رشته بر انگشت بت زنار می‌پیچد

گریزی نیست از هم‌صحبت خوش، اهل عالم را

گهر همچون گره بر رشتهٔ هموار می‌پیچد

به یکدیگر سر و تن جذبهٔ آمیزشی دارند

تن منصور چون نخل کدو بر دار می‌پیچد

به زیر آسمان هر مصرعم آوازه‌ای دارد

سلیم آری صدای تند در کهسار می‌پیچد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر با زبانی زیبا و شاعرانه، محبت و جذبه‌ای که از جانب معشوق به او می‌رسد را توصیف می‌کند. او می‌گوید که عشقش مانند شعلۀ آتش بر خارها می‌پیچد و دلتنگی‌ها و خواسته‌هایش تحت تأثیر زیبایی معشوق، حس می‌شود. شاعر همچنین به تأثیرات عشق بر زندگی و افکارش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این عشق را نمی‌تواند انکار کند. در نهایت، شاعر با زبانی زیبا و تصویرسازانه، ابراز می‌کند که عشق و زیبایی در زندگی‌اش همواره جاری است و بر همه چیز سایه می‌افکند.