نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود

از تماشای تو زنگ از دل آیینه رود

رشکم آید به گدایی که به دریوزه ی می

بر در میکده ها در شب آدینه رود

گر در آتش فکنم همنفسان، ممکن نیست

که مرا داغ می از خرقه ی پشمینه رود

طور از شعله ی دیدار تو همچون طفلان

پی آتش به در خانه ی آیینه رود

غیر را مصلحتی هست ز دیوان سلیم

دزد، کی بهر تماشا سوی گنجینه رود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از احساس یأس و ناامیدی شاعر است. او از غم و اندوهش می‌گوید که با دیدن معشوقش از دلش می‌رود. شاعر به شیفتگی‌اش نسبت به می و میخانه اشاره می‌کند و به‌طوری تمنا دارد که حاضران دیگر در میکده‌ها برای دیدار معشوق تلاش کنند. او همچنین احساس می‌کند که آتش عشق در دلش شعله‌ور است و نمی‌تواند آن را کنترل کند. در نهایت، به نوعی به رازآلود بودن وجود معشوق اشاره می‌کند که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند و چون دزدانی به سوی گنجینه می‌روند، به تماشا می‌آیند.