نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از دل گله ی ما ره اظهار نداند

عاشق بود آن طفل که گفتار نداند

تعلیم ازان گیر که گفتار نداند

شاگرد کسی باش که بسیار نداند

آن خسته دلانیم که ویرانی ما را

همسایه ی دیوار به دیوار نداند

در عشق، کسی را خبر از راز دلم نیست

آتش به سرم سوزد و دستار نداند

رحم است به حیرانی آن کز چمن وصل

چون سرو به پا خیزد و رفتار نداند

با یار سلیم این همه اظهار وفا چیست

عیب گهر آن به که خریدار نداند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شناخت ناآگاهانه است. شاعر به بیان احساسات و دردهای درونی خود می‌پردازد و به رابطه‌اش با عشق اشاره می‌کند. او از نادانی و بی‌خبری مردم دربارهٔ عشق و احساساتش می‌گوید و تأکید می‌کند که عاشق واقعی کسی است که هنوز گفتاری برای بیان عشق خود ندارد. همچنین، او از احساس تنهایی و غم ناشی از فاصله و عدم شناخت دیگران در مسائل عاطفی یاد می‌کند و در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که وفاداری در عشق حتی زمانی که دیگران از ارزش‌های آن آگاه نیستند، همچنان مهم است.