شمارهٔ ۳۹۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق در هرجا نقاب از روی زیبا میکشد
سرمهٔ یعقوب در چشم زلیخا میکشد
خواب مستی هر دمش تکلیف بالین میکند
خوش بهاری بر رخ مرغان دیبا میکشد
هرکسی را از مقامی پایه میگردد بلند
در هوای قامت او، سرو بالا میکشد
وادی افشاند به مجنون آستین از گردباد
چون به راه شوق خاری از کف پا میکشد
زر کسی با خود به زیر خاک جز قارون نبرد
این سخن را گل به گوش اهل دنیا میکشد
هرکه امید مداوا دارد از آن لب سلیم
دامن چاک دل از دست مسیحا میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و تأثیرات زیبای آن بر افراد و زندگیها میپردازد. عشق همچون نقابی زیبا، انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد و در هر مکان نمایان میشود. با اشاره به داستانهای معروفی مانند زلیخا و یعقوب، به قدرت عشق برای افزایش مقام و زیبایی پرداخته میشود. شاعر با تشبیه عشق به خالطی روحانی و شفا بخش، نشان میدهد که چگونه عشق میتواند رنجها را تسکین دهد و امید را در دلها زنده کند. عشق نه تنها به فردیت انسانها غنا میبخشد، بلکه بر جامعه و جهان نیز تأثیرات عمیق میگذارد.