شمارهٔ ۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را سپرده است به ساقی حبیب ما
نیکو خلیفه ای ست که دارد ادیب ما
مخمور شوق را می وصل است سازگار
ما خسته ایم و ساقی کوثر طبیب ما
معشوق ماست ساقی گلچهره ای که هست
در عشق او خدا و پیمبر رقیب ما
ناقوس بت پرستی ما زنگ حیدری ست
از شوق اوست در پی گل عندلیب ما
یارب سلیم لعل و گهر را چه می کند
یک پاره ای ز درّ نجف کن نصیب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خوبی از ساقی محبوب خود سخن میگوید که به عنوان یک شخصیت ادیب و نیکو، ما را به شوق و وصال میکشاند. او بیان میکند که ما خستهایم و به دنبال درمانی برای عشق خود هستیم. ساقی معشوقی است زیبا که عشق او حتی میتواند با محبت خدا و پیامبر مقایسه شود. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که صدای احضار عاشقانهاش زنگی از عشق و شوق است و در پایان از خدا میخواهد که از مقام بلندی مانند نجف، نصیبی از لعل و گوهر را به او عطا کند.