شمارهٔ ۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا کی بود ز راه خطا، پیچ و تاب ما
یارب کجاست هادی راه صواب ما
آتش زدیم و چون پر پروانه سوختیم
حرف خطا، به آب نرفت از کتاب ما
عالم ز کفر همچو دل شب سیاه شد
کی باشد آنکه تیغ کشد آفتاب ما
جان انتظار مقدم خورشید می کشد
چون شمع صبح نیست عبث اضطراب ما
عذر گنه به حشر بود لطف او سلیم
عاجز نمی شود دل حاضر جواب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره سردرگمی و جستجوی حقیقت در زندگی است. شاعر از خداوند راهنمایی میخواهد و به درستی و راه صواب اشاره میکند. او به سوختن مانند پروانه در آتش عشق و اشتباهاتش میپردازد و احساس میکند که علم و آگاهیاش در تاریکی و کفر قرار دارد. با انتظار برای طلوع حقیقت، اضطراب و ناامیدیاش را ابراز میکند. در پایان، به رحمت و لطف خداوند اشاره میکند که در روز قیامت امید عذرخواهی دارد و نشان میدهد که دل او هرگز تسلیم نمیشود.