شمارهٔ ۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را
که بنماید به ما خوشتر ازین گلزار، جایی را
دگر از بیم هرگز چشم نگذارد به هم گندم
اگر در خواب بیند همچو گردون آسیایی را
جهان آمیزشی با ذات حق دارد ولی فانی ست
بقا تا کی بود پیچیده بر کوهی صدایی را؟
تو خود ای دل چه خواهی کرد کز فرمان چو سرپیچد
برون کردند از جنت چو آدم کدخدایی را
سلیم از رشک همچون نقش پا از پای میافتم
به خاک آستان او چو بینم نقش پایی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست رهنمایی میکند تا او را به مکانهای خوش و زیبا هدایت کند. شاعر سپس به تأملات فلسفی درباره زندگی و فانی بودن دنیای مادی میپردازد و اشاره میکند که این دنیا در مقایسه با ذات حق، گذرا است. او به دل خود میگوید که اگر از فرمان خدا سرپیچی کند، عواقب ناخوشایندی در انتظارش است. در پایان، شاعر از احساس تواضع و خضوع خود نسبت به خداوند صحبت میکند و خود را در برابر نگارهای از نقش پا به خاک میافتد.