شمارهٔ ۴۰۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
عکسش از آینه چون صورت دیبا نرود
با حریفان ز تو عیب است سواری کردن
به که آهوی حرم جانب صحرا نرود
در سرایی که تویی، گر همه محشر خیزد
طفل از خانه برون بهر تماشا نرود
نیست ممکن که صبا پیش مقیمان چمن
نام کویت چو برد، بوی گل از جا نرود
جلوه ای کز قد او دیده ای امروز سلیم
نیست ممکن که دماغ تو به بالا نرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و وابستگی به محبوب میپردازد. شاعر میگوید که اگر کسی دل را به دست آورد، دیگر نمیتوان آن را رها کرد. تصویر محبوب که در آینه مشاهده میشود، همیشه ماندگار است. همچنین، او اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند ارزش و زیبایی محبوب را در کنار دیگران نادیده بگیرد. در واقع، وجود محبوب به قدری تاثیرگذار است که حتی با وجود همه زرق و برقها، هیچ چیز نمیتواند آن را تحتالشعاع قرار دهد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویر زیبا، تأثیر عمیق عشق و زیبایی را بر زندگی انسانی به تصویر میکشد.