شمارهٔ ۴۰۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با لطف ساعدت ید بیضا نمیرسد
پیش لبت سخن به مسیحا نمیرسد
پای برهنه، گرم سراغم که شعله را
از خار زحمتی به کف پا نمیرسد
دایم شریک عشرت این باغ بودهایم
گلشن کنون به بلبل تنها نمیرسد
ما را ز عیش نیست نصیبی که دست ما
از کوتهی به گردن مینا نمیرسد
خاک ار شویم در ره شوق تو چون سلیم
گردی ز ما به دامن صحرا نمیرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناکامیهای فردی پرداخته است. شاعر از محدودیتها و دوریها سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تلاشها و اشتیاقش، به خواستههایش نمیرسد. او به تمثیلهای مذهبی و طبیعی برای بیان ناامیدی خود از عشق و زیبایی اشاره میکند و به کنایه میگوید که حتی تلاش او هم به نتیجهای نخواهد رسید. در کل، شعر به تنہائی و بیتوفیقی در عشق پرداخته است.