شمارهٔ ۴۲۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد
باغبان! فکر نسیمی کن برای این چمن
غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد؟
بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم
سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر عشق بر زندگی انسان اشاره دارد. شاعر از آموزههای عشق و زیباییهای آن سخن میگوید و به تأثیر عشق بر وجودش و روحیاتش اشاره میکند. او به وسوسهها و شگفتیهای عشق مانند صدای ساز و آواز بلبل اشاره کرده و به تمثیلهای زیبایی از طبیعت و باغبان و گلها میپردازد. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق او را به شکل قابل توجهی مجذوب کرده و به دنیای عشق و زیباییها کشانده است.