نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما

همچو دریا باد باشد باعث آشوب ما

کو جنونی تا همه عالم ز ما چینند گل

باغبان تا کی گل خود را کند سرکوب ما

همچو دل ویرانه ای داریم پر گرد و غبار

وز برای خاک رفتن، دست ما جاروب ما

رفته ایم از یاد یاران، گرچه دارد در وطن

کاغذ بادی به کف هر طفل از مکتوب ما

ملک هند از آه ما تاریک شد، زان رو سلیم

درنمی‌آید به چشم خلق، زشت و خوب ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساسات عمیق و دردناک شاعر نسبت به محبوب و یاد یارانش است. او به تصویرگری طوفان و آشوب می‌پردازد که از عشق برمی‌خیزد و به وضع نابسامانی دل اشاره می‌کند. شاعر به دل ویران خود و غبار وجودش پرداخته و از فراموشی یاران در وطن سخن می‌گوید. همچنین، او از تأثیر غم و اندوهش بر جهان و دیگران صحبت می‌کند و حسرت‌خود را نسبت به آنچه از دست رفته، به تصویر می‌کشد. در نهایت، او به تاریکی و زشتی که این احساسات ایجاد می‌کند اشاره می‌کند.