شمارهٔ ۴۴۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چنان به عشق تو دل با زمانه شک دارد
که جنگ بر سر کوی تو با فلک دارد
چه غم ز صافی آواز خویش مطرب را
ز سنگ سرمه اگر مدعی محک دارد
حدیث هند و سیاهان دلفریب مپرس
که داغ لاله درین بوستان نمک دارد
زمانه مکتب اطفال گشته پنداری
که هرکه هست درو، شکوه از فلک دارد!
سلیم بر سر حرفی که وصف آل علی ست
چو نقطه باد سیه روی، هرکه شک دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و وفاداری نسبت به معشوق پرداخته و بیانگر درگیری و شکوتردید در برابر مشکلات و ناملایمات زمانه است. شاعر میگوید که عشق او به معشوق چنان عمیق است که حتی اگر دنیا علیه او بایستد، همچنان به عشقش وفادار است. او به زیبایی و جذابیت شخصیتهای دیگر اشاره میکند و همچنین به تضادهای موجود در دنیا میپردازد. در نهایت، شاعر بر اهمیت و انتساب خود به آل علی تأکید میکند و نشان میدهد که در این مسیر، شک و تردید جایی ندارد.