نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند

چو نقطه از دهن تنگ یار، حرف کشند

نمی‌کشند خجالت ز دوستان هرگز

چو تنگ‌حوصلگان می به قدر ظرف کشند

به طاق دار کمانی که مانده از منصور

کشند خسته دلان تو و شگرف کشند

خیال حسن سیاهان هند در ایران

چو سرمه‌ای‌ست که در چشم، روز برف کشند

چو گل ز شبنم می آن کسان که مست شوند

شراب عشق ترا با کدام ظرف کشند؟

مجوی صرفه ز آزادگان عشق، سلیم

که بار ننگ درم از برای صرف کشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به توصیف حال خسته‌دلانی می‌پردازد که از عشق و زیبایی لذت می‌برند. شاعری از درد و شوق عشق می‌گوید و اشاره می‌کند که این افراد به سادگی و بدون خجالت از دوستان خود، احساساتشان را ابراز می‌کنند. همچنین از زیبایی‌هایی که در عالم عشق وجود دارد، به خصوص در مورد معشوقه‌ها با رنگ‌های زیبا و خاص، صحبت می‌کند. شاعر به اهمیت آزادگی و عدم وابستگی به قید و بندها در عشق اشاره می‌کند و از عشق خالص و بی‌پیرایه سخن می‌گوید. در کل، غزل نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات عاشقانه و زیبایی‌شناسی در عشق است.