نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قدح بر چشمهٔ خورشید در جوهر شرف دارد

چرا خرم نباشد تاک، فرزند خلف دارد

نظر گر بر تو باشد آسمان را، زان مشو خوشدل

خدنگ افکن نه چشم از مهر بر سوی هدف دارد

کسی از سیلی ایام، داد گوش من نگرفت

کجا خواهد رسید این شور و فریادی که دف دارد

اگر غواصی از دستت برآید، بحر هم از تو

نمی دارد دریغ آن نان خشکی کز صدف دارد

سلیم از دامن هرکس کشیده دست خود، اکنون

ز شاهان جهان، امید بر شاه نجف دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و شرف انسان و موقعیت او در جهان است. شاعر به ستایش خورشید و تاک (انگور) می‌پردازد و می‌گوید که حتی اگر آسمان به کسی نگاه کند، نباید خوشحال شود، زیرا چشم واقعی هدفش بر مهر و محبت است. او به ناتوانی انسان‌ها در درک ارزش زمان و نداهای درونی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی از دستش بتواند به دریا برود، نمی‌تواند از خشکی دریغ کند. در پایان، به سلیمان (شخصیتی در تاریخ و ادبیات اسلامی) اشاره می‌کند و بیان می‌کند که امید او به شاه نجف (امام علی) است. این شعر حاوی مفاهیم عمیق انسانی و روحانی است و به جستجوی حقیقت و ارزش‌های معنوی دلالت دارد.