نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد

همیشه نقره خنگ خویش را در زیر زین دارد

جهان سامان خود را عیب پوش ناقصان سازد

ندارد دست هرکس را که بینی آستین دارد

سمندروار بر دریای آتش می زند خود را

ز مکتوبم کبوتر گرچه بال کاغذین دارد

فکنده چین بر ابرو از برای زیب حسن او را

دل ما شکوه ای گر دارد از نقاش چین دارد

گهی نالم، گهی گریم، گهی سوزم، گهی میرم

زمانه بی توام گر زنده دارد، این چنین دارد

سزد گر لاف همچشمی به شاهان می زند دهقان

سلیمان خود است آن کو نگین واری زمین دارد

نهد هر کس سلیم از مهر دستی بر دل ریشم

چو نیکو بنگرم، نیشی نهان در آستین دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات پیچیده و دردهای وجودی شاعر می‌پردازد. شاعر از اندیشه‌های آشفته و زیبایی‌های کاذب صحبت می‌کند و به تضادهای دنیا و ناپایداری آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که در زیر ظاهری زیبا، نقص‌ها و مشکلاتی نهان است. شاعر با تصویرسازی از درد و غم خود، ناله و گریه‌اش را بیان می‌کند و به جستجوی معنا و عشق می‌پردازد. در نهایت، او از تنهایی و دشواری‌های زمانه سخن می‌گوید که حتی در زنده بودنش نیز احساس پوچی می‌کند.