نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

همچو مرغ از دست من پیمانهٔ مل می‌پرد

دامن گل از کفم چون بال بلبل می‌پرد

سیر و پروازش اگر آشفته باشد دور نیست

عندلیب این چمن بر بال سنبل می‌پرد

دام صحبت تشنگان افکنده‌اند آنجا، ولی

موج چون مرغابی آزاد از سر پل می‌پرد

زحمت خود می‌دهد هرکس دل آزاری کند

چوب گل ما می‌خوریم و ناخن گل می‌پرد

سربه‌سر گشتم سواد هند را، اکنون سلیم

مرغ روحم در هوای سیر کابل می‌پرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف حالات روح و زیبایی‌های طبیعت می‌پردازد. شاعر به شکل نمادین، روح خود را به مرغی تشبیه می‌کند که در جستجوی آزادی و آرامش است. او به رابطه میان زیبایی‌های دنیا، درد و رنج‌های انسانی اشاره دارد و به برق پریدن مرغ از دستش و پروازش به سمت گل‌ها و دمنوش‌های خوشبو می‌پردازد. این تصاویر نشان‌دهنده تمایلات و آرزوهای عمیق انسانی هستند که در جستجوی خوشبختی و آزادی در طبیعت و زندگی‌اند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که با وجود گشت‌وگذارهایش در دنیای مادی، روحش همچنان به دنبال زیبایی‌ها و آرامش در مکان‌های دوردست مانند کابل است.