شمارهٔ ۴۶۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
قناعت می کند تا در تن خود استخوان دارد
حذر از بستر آسودگی کن گر غمی داری
دل مجروح را بوی گل دیبا زیان دارد
گره نگشاید از پیشانی ما ناخن عشرت
که ابروی اسیران تو چین در استخوان دارد
فلک از بیم پیرامون نگردد کشته ی او را
چو شیرخفته ای کز هیبت خود پاسبان دارد
پس از مردن سلیم از عشق آزادی مگر یابد
نیفتد بر کناری تا غریق بحر جان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نوعی از عشق و آرزوهای انسانی اشاره دارند. شاعر به تلاش و پایداری اشاره میکند و بر اهمیت قناعت و داشتن آرامش در زندگی تأکید میکند. او یادآور میشود که اگر دلbroken است، بهتر است از آسایشهای کاذب دوری کنیم، چرا که درد و رنج را نمیتوان با ظواهر فریبنده پوشاند. همچنین، اشاره به عشق و آزادی دارد و بیان میکند که در زندگی پس از مرگ، آزادی واقعی ممکن است به دست آید و انسان باید در پی آن باشد و از مشکلات زندگی نترسد. در کل، این اشعار به جستجوی معنا و ارزشهای واقعی در زندگی پرداختهاند.