شمارهٔ ۴۵۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد
هم می و هم مژه دارد، دگری کی دارد
کار جوشن ز حریر می گلگون آید
چه غم از سنگ بود، شیشه اگر می دارد
جام می را به میان آر که وا خواهد کرد
نغمه ای مطرب اگر در گره نی دارد
نفسی خوش نزند دل که پشیمان نشود
خنده ی شیشه عجب گریه ای از پی دارد
عشق، صوت عجبی کرده به دل ساز سلیم
شیر در بیشه ی ما زمزمه ی نی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و جذابیتهایی است که زندگی به انسان هدیه میکند. شاعر به ساقی مینویسد که او هم زیبایی دارد و هم مینوش، و از داشتن شیشه و میگفتن نمیترسد. با روایتگری جلسات خوشی و زیبایی، شاعر به اهمیت زندگی و لذتهای آن اشاره میکند. او همچنین ابراز میکند که عشق مانند یک ساز دلنواز است که به دل انسان طراوت میبخشد و حیات را شیرینتر میکند. در نهایت، شعر به زیبایی و غمانگیزی ناشی از عشق و روابط انسانی میپردازد.