شمارهٔ ۴۶۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند
خرمن ز خوشه، رفته ی جاروب برق شد
در خواب چشم مور ز غفلت چو دانه ماند
تاراج هرچه داشت، نمودیم و می خوریم
افسوس حلقه ای که به گوش زمانه ماند
نقصانی از رمیدن مرغان نشد ترا
همچون گره به حلقه ی دام تو دانه ماند
رفتم ازین خرابه و از ضعف سایه ام
همچون نشان دود به دیوار خانه ماند
در راه دین چه کار برآید ز منعمان
دستی که مور داشت در آغوش دانه ماند
عیشی سلیم قسمت ما نیست در جهان
دردسری به ما ز شراب شبانه ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مشکلات و ناامیدیهای انسانی در زندگی میپردازد. شاعر از حالتها و نمادهای مختلفی استفاده میکند تا به بیان غمی عمیق بپردازد. از کعبه و دو خانه شروع میکند و به تضاد بین آرزوها و واقعیتها اشاره دارد. او از خرمن برکتها و غفلتها صحبت میکند و حسرت زمانه را میکشد. در ادامه، شاعر از تلاش برای فرار از مشکلات و ناکامیهایش میگوید و به محدودیتهای دین و دنیا اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که خوشیهای حقیقی از او دورند و تنها دردها و مشکلات در زندگیاش باقی مانده است.