شمارهٔ ۴۷۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
سوز را در رقص آرد، بید را مجنون کند
کرد ظاهر غنچه ی گل را بهار از شاخسار
همچو طوطی کز قفس منقار را بیرون کند
ضعف ما از قوت عشق است، کو صاحبدلی
تا چو مو باریک گردد فکر این مضمون کند
در گلستانی که چون من بلبلی شد نغمه ساز
باغبان را زاغ اگر چشمش بود، بیرون کند
صد خیابان سرو، یک دم می شود موزون سلیم
باغبان گر می تواند مصرعی موزون کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و تحولاتی که در طبیعت به وقوع میپیوندد اشاره میکند. بهار با گلهایش باغ را شاداب و زیبا میکند و حال و هوای شاعران و عطاران را زنده میسازد. عشق و احساسات عمیق انسانی نیز در این زمینه تأثیرگذار است. شاعر با اشاره به بلبلی که در گلستان نغمهسرایی میکند، به قدرت عشق و زیبایی در ادبیات نیز اشاره کرده و از باغبان میخواهد که در این فضا آثاری موزون خلق کند. به طور کلی، شعر به ارتباط بین طبیعت، عشق و هنر میپردازد.