نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد

که شمع بزم ما پروانه را از موم می‌سازد

صباحت چیست چون پای ملاحت در میان آید

ندیده هند را قیصر، از آن با روم می‌سازد

چه حاصل دارد از دست فلک آه و فغان کردن

که ظالم را همیشه نالهٔ مظلوم می‌سازد

به آن جغدی که در معموری او را خلق نگذارند

نشان ده خانهٔ ما را، که ما را شوم می‌سازد

سلیم از خاک یونان محبت شد خمیر من

ز من پیر خرد مجهول‌ها معلوم می‌سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود از جدایی و محرومیت اشاره می‌کند. او به مقایسه وضعیت خود با شمع و پروانه می‌پردازد و می‌گوید که چگونه برخی از زیبایی‌ها و جذابیت‌ها، در هنگام نزدیک شدن به دیگران، شکل می‌گیرند. همچنین به ناله و غصه‌های موجود در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که این غم‌ها همیشه مظلومان را تحت فشار قرار می‌دهد. شاعر در نهایت به تأثیر محبت و عشق در وجود خود اشاره می‌کند و می‌گوید که این احساسات عمیق، مشکلات و ابهامات را برای او روشن می‌سازد.