شمارهٔ ۴۸۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید
هر کس گلابی از گل و او دامنی کشید
از داغ های سینه، فغان شکستگان
هردم چو بانگ نی سری از روزنی کشید
در راه شوق، بار تعلق وبال توست
عیسی شنیده ای که چه از سوزنی کشید
از کشتگان لاله، چمن بوی خون گرفت
زان توسن بنفشه سر و گردنی کشید
ضعفم سلیم از طلب کام بازداشت
مور شکسته، پای ز هر خرمنی کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر از دل شکستگان و داغ های درون خود سخن میگوید و به یادآوری نشانههای عشق و شوق میپردازد. او به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با احساسات انسانی اشاره میکند و تضادهایی چون ضعف و قدرت را در طلب عشق نشان میدهد. در نهایت، شاعر به تلاش و آرزوهای خود در مسیر عشق میپردازد و حسرتها و آرزوهایش را بیان میکند.