شمارهٔ ۴۹۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جلوه را زیور نباید چون به آیین میرود
عار دارد از حنا، پایی که رنگین میرود
بیستون از درد تنهایی اگر نالد رواست
کوهکن خود رفت و اکنون نقش شیرین میرود
گر طبیب از جوش اشکم رفت از سر، دور نیست
گریهام هرگاه آید، نقش بالین میرود
کوچههای تنگ دارد حسن او با این شکوه
حیرتی دارم که چون در خانهٔ زین میرود
پا سبک نه در بیابان طلب همچون نسیم
سنگ راهش همره است آن را که سنگین میرود
بلبلی دارم که از گلشن به بوی گل سلیم
تا سر بازار از دنبال گلچین میرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر میگوید که زیبایی (جلوه) نباید تابع آداب و رسوم باشد و زیبایی طبیعی بهتر است. او به تنهایی و دردهای خود اشاره میکند و میگوید که کوه بیستون نیز برای او درد میکشد. همچنین از عشقش یاد میکند که با شکوه و حسرت در کوچهها منزل دارد و از آرامش و سبکی پا سخن میگوید. در نهایت، بلبل شاعر به دنبال گلها میرود و نشاندهنده عشق و جستجوگری اوست. این شعر مجموعهای از احساسات عمیق، زیبایی و عشق را به تصویر میکشد.