نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد

وگر آتش کند دعوی به آهم، چوب می‌خواهد!

نمی‌خواهم که از راز من او هم باخبر گردد

چو عشق اینجا رسد، کی قاصد و مکتوب می‌خواهد

ز روی دل بود نقشی که بر آیینهٔ جان است

بد کس را نخواهد هرکه خود را خوب می‌خواهد

در اصلاح دل من گوشهٔ دامان او کافی‌ست

غبار خانهٔ آیینه کی جاروب می‌خواهد

سلیم از جذبهٔ ظاهر چنین تحقیق شد ما را

که یوسف را زلیخا بیش از یعقوب می‌خواهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامینی همچون عشق، اشک، و رازهای دل پرداخته است. شاعر بیان می‌کند که اگر دریا از اشک او بگذرد، به آشوب نیاز دارد و اگر آتش به او ضربه بزند، به دلیل آه او است. او نمی‌خواهد عشقش را به کسی نشان دهد و می‌گوید که وقتی عشق وارد می‌شود، دیگر نیازی به خبر یا نوشته نیست. همچنین اشاره می‌کند که دل انسان نقشی را در آیینه جان به تصویر می‌کشد و هر کس که به دنبال خوبی است، نباید به بدی‌ها بپردازد. او از آرامش و اصلاح دل با حضور معشوق سخن می‌گوید و در انتها به این نکته می‌رسد که محبوبی چون زلیخا برای یوسف بیشتر از یعقوب نیاز دارد.