نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند

یوسفی، بهر همین نام تو گرگین کرده اند

نه همین نقش ترا در چشم من جا داده اند

در همه چشمی ترا چون خواب شیرین کرده اند

باخبر باش از زبان خود، که دانایان راز

از خموشی حلقه در گوش سخن چین کرده اند

ناخدایان تا که را در آب می رانند باز

کز سفینه بادپای موج را زین کرده اند

از بتان هند بر تحقیق بردم ره سلیم

این سیاهان سرمه در چشم خدابین کرده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شرافتی می‌پردازد که نام و وجود محبوب در دل و چهره‌ی گل‌ها و لاله‌ها جلوه‌گر است. او بیان می‌کند که حتی در چشمان مردم، تصویر محبوب به مانند یک خواب شیرین نقش بسته است. همچنین شاعر به این نکته اشاره می‌کند که دانایان از رازها باخبرند و از سکوت خود استفاده می‌کنند تا سخن چینی کنند. او به افرادی که به دریانوردی مشغولند اشاره می‌کند و می‌گوید که آنها در مسیر خود تحت تأثیر امواج دریا قرار دارند. در پایان، شاعر به جستجوی حقیقت در مورد زیبایی‌های موجود در هند می‌پردازد و می‌افزاید که سیاهان، سرمه را در چشمان خدا بین قرار داده‌اند.