نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک تن به جهان خاطر وارسته ندارد

عیسی نتوان گفت دل خسته ندارد

صد کوزه اگر چرخ فسون ساز بسازد

چون کوزه ی دولاب، یکی دسته ندارد

زاهد به سر راهگذر توبه فروش است

اما به دکان توبه ی نشکسته ندارد

تا شعله در آن غمکده با برق شریک است

یک مرغ چمن، خانه ی دربسته ندارد

ای دوست به جان تو که دیوان سلیما

چون قد تو یک مصرع برجسته ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و افکار عمیق و فلسفی شاعر می‌پردازد. شاعر به تناقض‌ها و نواقص انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کس در این دنیا کامل نیست. او می‌گوید که حتی عیسی (پیامبر) هم نمی‌تواند ادعا کند که قلبش خسته نیست. همچنین به این نکته اشاره می‌شود که ظواهر زیبا، اگرچه ممکن است به چشم بیایند، اما در عمق وجود، چیزی کم دارند. زاهدان و توبه‌کاران نیز به دکان‌های توبه‌ و عبادت خود تکیه می‌کنند، اما در درون خود ناقص هستند. شاعر در نهایت به دوستش می‌گوید که نه تنها در عالم بلکه حتی در شعر هم چیزی به زیبایی قد او یافت نمی‌شود. در کل، این شعر به تواضع و کمبودهای وجودی انسان‌ها اشاره دارد.