شمارهٔ ۵۱۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
بر دل خسته ی مرهم طلبان الماسند
بود آلوده تن اهل ریا چون ماهی
غوطه زن گرچه به دریا همه از وسواسند
چیست در قید فلک حال خلایق، دانی؟
مور چندی که گرفتار طلسم طاسند
راحتی نیست چه در مرگ و چه در هستی ما
کفن و جامه همه از سر یک کرباسند
سوی ایران نتوانم روم از هند، سلیم
تیره بختان همه جا در گرو افلاسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد خودپرستی و خداشناسی نادرست پرداخته و به وضعیت ریاکاران اشاره میکند. شاعر به زندگی گرفتار انسانها در دنیای مادی و مشکلات آنها اشاره دارد و همچنین به ناامیدی و فلاکت عمومی میپردازد. او از دشواریهای زندگی و مرگ میگوید و به این نکته میپردازد که آرامشی در زندگی و مرگ وجود ندارد. در نهایت، شاعر از تیرهبختی مردم و عدم توانایی در رهایی از این مشکلات سخن میگوید.